فاطمه زهرافاطمه زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

دختری فراتر از همه

سلام بر علی اصغر حسین(ع)

سلام گل مامان وبابا امسال اولین محرم زندگیتو تجربه میکنی البته شما کوچولویی و درکش نمیکنی اما برای امسال محرم یه حال دیگه ای داره. دختر گلم امام حسین(ع) یه پسر کوچولوی ناز شش ماهه داشت به نام علی اصغر. روز عاشورا سپاه کفار حتی به این کودک شش ماهه هم رحم نکردن و ایشون رو با تیر سه شعبه به شهادت رسوندن. انشاالله خودت بزرگ میشی و تمام وقایع کربلا رو میخونی و معرفت کافی پیدا میکنی. دخترمو با لباس سبزی که زن عمو امنه براش دوخته بود بردم به مصلی شاه عبدالعظیم. این مراسم هر سال برای زنده نگهداشتن یاد علی اصغر برگزار میشه.نمیدونی مامان چه حالی داشت. همه مامان ها نی نی هاشونو بغل میکردن و با چشم گریون به یاد علی اصغر لالا...
21 آبان 1392

عید غدیر سادات خانم

سلام بر سادات گلم سال92 اولین عید غدیر دختر نازمه که مصادف با2 ابانه.خیلی خوشحالم که حالا حضور دو تا سید رو در زندگیم دارم (سید احمد-فاطمه زهرا سادات) خدارو شکر میکنم که به من لطف کرد واجازه داد که مامان یه سیده خانم گل باشم. از خدا میخوام که به من و بابا کمک کنه تا شما رو به نحو احسنت تربیت کنیم تا شرمنده مادرتون حضرت زهرا نباشیم.(الهی امین) دلم میخواد بزرگترین عیدی رو از دستای کوچیکت بگیرم و اون هم عاقبت به خیریم باشه که اون هم از ثمرات زندگی با شما دو سید بزرگواره بر عید غدیر عید اکبر صلوات برچهره نورانی حیدر صلوات بر فاطمه این عید هزاران تبریک بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات عید غدیر مبارک باتشک...
22 مهر 1392

اولین تغذیه غیراز شیر مادر

سلام ستاره دل مامان و بابا امیدوارم همیشه به همین اندازه نوزادیت خوش خوراک باشی عزیز دلم شما الان 6 ماه و21 روزته(21/7/92)تقریبا از 5 ماهگی بهت غذاهای متفرقه میدیم ودخترم با اشتهای وصف  ناپذیری میخوره تا حالا بهت ژله-ماست-دوغ-کیک-انواع میوه-بیسکویت-اش-بستنی دادیم(البته به اندازه نوک قاشق مخصوص خودت) خیلی با مزه غذا میخوری.زبونه خوشگلتو بیرون میاری .ملچ و ملوچ میکنی طوریکه ادم دلش میخواد بعدش خودتو بخوره.( شیرین خانمم) امروز برای اولین بار صبحانه بهت بیسکویت مادر دادم و خیلی خیلی دوست داشتی و هوشو نوش جان کردی(نوش جونت گلم) البته غذای اصلی شما سوپ و حریره بادومه.بعضی وقتا مامان و بعضی وقتا مامان صدیقه برات م...
22 مهر 1392

لالایی های مادرانه

  سلام دختر دوست داشتنی ما امروز میخوام از خوابیدنت برات تعریف کنم.اخه خوابیدنت جریانها داره 4ماه اول زندگیت دل درد میشدی همین باعث میشد تا ساعت4 صبح بیدار باشی.من و بابا به فکر چاره افتادیم به این نتیجه رسیدیم که بذاریمت تو پتو وتکونت بدیم اما روز به روز کار سخت میشه چون دخترم وزن میگیره وتکون دادنش سخت میشه در حین تکون دادن برات لالایی هم میخونم: سر راهت نشینم خسته خسته                   گل ریحون بچینم دسته دسته گل ریحون دیگه بویی نداره                     دل من طاقت دوری نداره البته بابایی هم با مهر پد...
17 مهر 1392

ارزوهای بابا ومامان برای دلگرمی زندگیشون

سلام مهربون مامان وبابا تو یادداشت امروزم میخوام از ارزوهامون برای دختر گلم بنویسم. اولین ارزوی من وبابا سلامتی وجود و روح مهربونته. حالا که نی نی هستی همه بهت میگن خانم خوش اخلاق(دلم میخواد تا اخر عمرت خوش اخلاق باشی مامانم) مثل یه بنده خوب خدا همیشه خنده رو باشی.تو کارات صبور باشی(مثل حضرت زینب) سعی کنی تو کارات اول از همه هدفت رضایت خدا باشه بعد پدر ومادرت. دلم میخواد یه رابطه خوب ومعنوی با مادرت داشته باشی(اخه دخترم از سادات-مادرش حضرت فاطمه) ارزومه رابطه عاطفی خاصی با بابا ومامان داشته باشی اخه تو نتیجه عشق مایی. هرچی بزرگتر بشی ارزوهای جدیدمو برات مینویسم(اگه عمری باشی) باتشکر مامان طاهره &n...
2 مهر 1392