خاطرات نوروز 93
سلام مامان گلم
امیدوارم سال جدید سال خوب وخوشی برات باشه ملوسکم.
بالاخره وقت کردم تا برات تعریف کنم که عید امسال چه جوری گذشت.![]()
ما روز عید به سمت یزد حرکت کردیم تا سال تحویل خونه اقا جون باشیم.سال تحویل ساعت20:27دقیقه بود.
لحظه سال تحویل همگی سر سفره نشستیم و اقاجون دعا کرد وسال که تحویل شد همه روبوسی کردن و حالا نوبت عیدی گرفتن بود که دخملم از دست مامان جون واقاجون عیدیشو گرفت.دست گلتون درد نکنه.
روز اول عید رفتیم هرات خونه پسردایی های اقاجون.دوروز موندیم بعد رفتیم شهربابک بعد رفسنجان خونه عمه حشمت.
از اونجا هم برای اولین بار رفتیم سیرجان خونه دوستای مامان وبابا.
واقعا خوش گذشت و خاطرات دوران دانشجویی برام زنده شد.حسابی به همشون زحمت دادیم.دستشون درد نکنه از مهمون نوازیشون.
ازاونجا رفتیم انار چاورچی وبعد هم ساقی.مامانی اینا هم از مشهد اومدن و همدیگرو انار دیدیم.
برای سیزده بدر هم رفتیم یزد ورفتیم غربالبیز مهریز اما متاسفانه هوا بد شد وسریع برگشتیم.
تنها خاطره ای که برامون موند این بود که عکس دخملمو روی سرامیک برای یادگاری انداختیم.
اما دخملم خیلی اذیتمون کرد چون با همه غریبی میکردی و فقط بغل منو بابا بودی.
عیبی نداره به هر حال این هم خاطره ای بود که با نفسمون گذشت.
امیدوارم تا پایان سال برات خاطرات خوبی رقم بخوره.
باتشکر مامان طاهره


خاطرات نوروز 93
