فاطمه زهرافاطمه زهرا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

دختری فراتر از همه

روز عشق

    سلام به ثمره عشقمون مامان گلم به روز 25بهمن روز ولنتاین میگن یا روز عشق.البته ما ایرانیها چند سالیه که به روز ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه روز عشق میگیم. واقعا هم عشق واقعی و اسمانی رو تو زندگی اون دو بزرگوار میبینیم امسال روز عشق بابایی حسابی مارو سورپرایز و شرمنده کرد .با دایی و دخملمون رفتیم بام تهران کلی عکس گرفتیم بعدش با هم رفتیم شام بیرون پیتزا خوردیم.البته برا دخملمون سیب زمینی سفارش دادیم. مامانی نشستی وسط میز و تمام میزو به هم ریختی .تمام دستمالها رو ریز ریز کردی و زیر میز انداختی کلی از دستت خندیدیم.شیطون بلا بابایی با کادویی هم که به مامان داد حسابی مامانو شرمنده کرد.یه سرویس طلای ...
31 فروردين 1393

پایان اولین سال زندگیت

سلام به دخمل خانم یکسالمون نوشته های پایان سال92رو تو سال جدید برات مینویسم. خداروشکر سال92 سال خوبی برامون بود.اغاز سال با تولد عشق زندگیمون شروع شد ولذت پدر و مادر شدن رو بهمون خدای بزرگ بخشید. بعدش خونمونو اوردیم تهران.شش ماه بعد بابا احمد کارش تو شهرداری باقرشهر درست شد و خداروشکر شاغل شد خدایا شکرت بابت نعمتهایی که تو این یکسال به ما دادی باتشکر مامان طاهره ...
31 فروردين 1393

تولدت مبارک هستی ما

سلام سلام ستاره   امروز که روز اول عیده(عیدت مبارک خانم طلا)(1393)مصادف با روز تولد دخمل نازمون هم میشه. تولد تولد تولدت مبارک      مبارک مبارک تولدت مبارک امسال روز تولدت یزد خونه اقا جون بودیم.عمه ها عمو ومامان جون هم بودن.همه بهت تبریک گفتن روی ماهتو بوسیدن و بهت کادو دادن.دست گل همشون درد نکنه. راستی مامانی بابایی خاله ها دایی ودختر دایی نرگس هم زنگ زدن و تبریک گفتن منم به جای شما تشکر کردم. خیلی دوست داریم و امیدواریم سالهای سال در کنارهم با خوبی وخوشی زندگی کنیم با تشکر بابا احمد و مامان طاهره   ...
31 فروردين 1393

دختری در گرمابه

سلام به تک ستاره زندگیمون بالاخره موفق شدیم از گرمابه رفتن دخترمون عکس تهیه کنیم امروز جمعه ١٨ بهمن ساعت ١٠:٣٠ شب دخملی با مامان صدیقه و خاله زهرا به حمام رفتن نمیدونی چه شیرین کاریایی از خودت در میاری اگر چند ساعت هم تو حموم بمونی خسته نمیشی بابا احمد بهم گفت که چندتایی عکسو و فیلم ازتون بگیرم. از حموم که اومدی اینقد خسته بودی که سریع لباستو پوشیدمو گذاشتمت تو تابت که خیلی هم دوسش داریو زود به یک خواب ناز فرو رفتی شب خوش خوب بخوابیو خوابای قشنگ ببینی زندگی منو بابایی شما با تشکر مامان طاهره     ...
16 اسفند 1392

مرواریدهای سپید

سلام دلخوشی زندگیمون جونم برات بگه چند وقتی اینترنتمون مشکل پیدا کرده بود برا همین نتونستم برات مطلب بنویسم عزیزدلم. و اما خبر جدید اینه نفسمون در تاریخ 29بهمن1392اولین دندونشو دراورد.مبارکت باشه گلمون به فاصله کوتاهی دومین دندونت هم در اومد عزیز دل مامان و بابا. دوتا دندون جلویی فک پایینت مامانم.حالا هر کی میره بیرون برا دختر گلم خوراکی میخره تا با دندونای خوشگلش بخوره.شما هم با تمام قدرتت خوراکیهاتو تیکه تیکه میکنی راستی مامان صدیقه برای دختر نازمون اش دندونی پخت خودت هم حسابی نوش جان کردی. به طور اتفاقی عمه عصمت و نصرت و پوریا هم اومدن تهران و از اش دخملمون خوردن.نوش جون همه مامانم کادو هم گرفتیها.مامانی ل...
16 اسفند 1392

زمستونه برفی و سرد

سلام به دخمل گلمون وای که چقد سرده.تو متن قبلی به دخملمون نوشتیم که انگار نه انگار که زمستونه. مامانی فک کنم خدا دلش برامون سوخت.١٥و١٦ بهمن٩٢دخملمون اولین برف زمستونیشو دید. یه کم سرما خورده بودی میترسیدم ببرمت بیرونو ازت عکس بگیرم. بابا احمدم سرکار بود.دیگه خاله زهرا اصرار کرد منم لباس تن خوشملت کردمو بردمت تو حیاط و با ادم برفی خاله زهرا ازت عکس گرفتم.قربون دخملمون بریم معلومه که تو هم ذوق کرده بودی. هوا خیلی سرده.ماهم چون کوچولو داریم باید بمونیم تو خونه تا شما خدایی نکرده مریض نشی. انشالله بزرگ شدی با بابا و مامانت میری برف بازی.به امید اون روز. راستی امروز برا اولین بار حس کردیم که میگی دایی.دایی اسدالله...
18 بهمن 1392

زمستانه بهاری

سلام طلا خانم مامان و بابا اولین زمستونه زندگیت توش برفی نبود مامان جونم. الان دهم بهمنه ولی خبری از برف نیست فقط دو شب بارون اومد خیلی شدید.(بازم خدارو شکر) اما خدارو شکر شهرهای دیگه خیلی برف و بارون اومد.البته تهران هم بالاشهر برف اومد. تو این زمستونی دوبار سرما خوردی ولی خیلی حاد نبود در حد ابریزش بینی.(ولی مامانی و بابایی غصه خوردن کاش همین هم نمیخوردی) دلمون میخواس عکس تو برف برات بذاریم ولی فعلا نداریم شرمنده مامان گلم. اگه تا اخر فصل برفی اومد حتما میذاریم. دوست داریم خیلی زیاد.(ازطرف مامان و بابا به میوه دلشون) باتشکر مامان طاهره                 ...
13 بهمن 1392